پیرمرد گفت حالا چطور می خواهی هر دوتا وام را تسویه کنی؟زن گفت چند روز دیگر برنج بیجار امسال را درو می کنم و می فروشم و تسویه می کنم. پیرمرد گفت باز شما بیجار داری من چه کار بکنم؟

راننده پرسید 10 تومنی ندارید؟
خانم جوانی که در صندلی جلوی ماشین نشسته بود گفت، نه متاسفانه.
راننده بقیه پول را داد.
خانم گفت ممنون، من پیاده می شم.
پیرمردی که کنار خیابان ایستاده بود گفت عینک؟
راننده گفت بفرما.
پیرمرد صندلی جلوی ماشین نشست. راننده گفت سلام حسین آقا این طرفا اومدی چیکار؟
پیرمرد گفت سلام متوجه نشدم شما هستید مسعود جان، خوبی؟ بانک به من اخطار داده بود اومدم ببینم چه کار می شه کرد.
راننده گفت اخطار برای چی؟
پیرمرد گفت چند تا قسط پسرم عقب افتاده، من هم ضامنش هستم یه مشکل براش پیش آمده نتونسته چند تا قسطش رو بده.
خانه من هم برای وام در رهن بانک هست. گفتند اگر تا ماه دیگر قسط های عقب مانده را ندهید سند خانه را اجرا می گذاریم.
راننده گفت راه دیگه ای نداره؟ اینجوری که خانه ات از دست می ره.
پیرمرد گفت چرا، یک پیشنهادی رئیس بانک داد، خوب بود؛ گفت بیا یک وام تعمیر بگیر، وام های عقب مانده پسرت را بده اقلاً دیگر جریمه دیرکرد برای آن ندهد و تو هم سند خانه ات را نجات بدهی.
خانمی که مثل من صندلی عقب ماشین نشسته بود گفت بهتر است اگر می توانی خودت قسط های عقب مانده پسرت را بدهی.
پیرمرد گفت من که درآمدی ندارم یک حقوق بازنشستگی است که آن هم به زور خرج زندگی ام می رسد دیگر قسط نمی توانم بدهم.
زن گفت این بلا پارسال سر من هم آمد چند تا قسطم عقب افتاده بود رفتم پیش رئیس بانک بهش گفتم مشکل دارم ولی سر محصول چند ماه دیگر یکجا واریز می کنم.
رئیس گفت نمی شود، اینجوری من تحت فشار هستم باید جواب بالایی ها را بدهم، بیا یک وام دیگر بگیر این قسط های عقب مانده را جبران بکن آن موقع دیگر اقلاً جریمه نمی دهی، من هم قبول کردم وام جدید گرفتم.
موقع دروی محصول، بچه ام تصادف کرد کلی خرج بیمارستان و عمل کردم، نتوانستم قسط بانک را بدهم، حالا دو تا وام داشتم با سود و دو تا جریمه دیر کرد. اگر دومی را نمی گرفتم فقط ۶ درصد جریمه تاخیر می دادم ولی الان دو تا وام عقب مانده دارم با دو تا جریمه دیر کرد هر جور حساب می کنم می بینم از نزول بازار هم بیشتر می شود.
پرسیدم پول را از ضامن نگرفتند؟
خانم گفت ضامن هم حساب این بانک را خالی کرده تا نتوانند از حسابش بردارند.
پیرمرد گفت حالا چطور می خواهی هر دوتا وام را تسویه کنی؟
زن گفت چند روز دیگر برنج بیجار امسال را درو می کنم و می فروشم و تسویه می کنم.
پیرمرد گفت باز شما بیجار داری من چه کار بکنم؟
زن گفت هر کاری بکنی بهتر است تا اینکه گول بانک را بخوری و یک وام دیگر بگیری آن موقع دیگر نمی توانی کمر راست بکنی.
گفتم ممنون من بعد از پل پیاده می شوم.
*کارگردان تاتر
نظر شما:
مبلغ و تعداد وام بازنشستگان افزایش یافت
سناریوی افزایش ۱۰ درصدی نرخ سود؛تسهیلات گرانتر میشود؟
جزئیات افزایش حقوق و پرداخت وام بازنشستگان تامین اجتماعی